1. دور میز نشستیم و صدای قهقه‌هامون فضای رستوران رو پر کرده. الف مدام سیگار میکشه، چندین بار گوشیش زنگ میخوره و این بین همراه با ما یا شاید بلندتر قهقهه میزنه.
وقتی میاییم بیرون، وقتی تعداد بچه‌ها کم‌تر و کم‌تر میشه، تازه میگه چقد حالش بده.
غبطه میخورم بهش. به این که اونقدر هوش هیجانی بالایی داره که میتونه احساساتش رو کنترل کنه و با دپرس شدن تو رستوران، گند نزنه به کل روز ما.
2. وصل نبودن به هیچی هم عالمی داره... این که همه چی رو ول کنی و با خودت روراست باشی. این‌که فاکینگ عذاب وجدان‌های الکی رو بذاری کنار و رها بشی. رهایی هم عالمی داره. آدمِ این روزها شبیه هیچ دوره‌ای از زندگیش نیست.