۴ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

ماهی‌ها هم عاشق می‌شوند

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • یک پری
    • دوشنبه ۲۲ تیر ۹۴

    این روزهای............

    این روزهام:

    هیجان؟نه اصلا نداره

    آرامش؟حرفشو نزن

    خوشحالم؟نه

    غمگینم؟نچ

    خب پس چه مرگته دختر؟

    نمیدونم

    بله به همین راحتی.فقط تنها چیزی که میدونم اینه که حالم خوب نیست.حس خوبی ندارم.این تابستون مزخرف همه ی انرژیم رو گرفته.شب بیداری های بی‌هدف.خوابیدن های تا لنگ ظهر و حتی شاید غروب!!!
    دلخوری زیر پوستی از کسی که فکر میکردم برایم مهم است و شاید برایش مهم باشم که در مورد دومی شک دارم و در مورد اول هم خودم بهتر است از خودم مطمئن نباشم.ذهنم پر است از حرف.اما اصلا این مطالب لعنتی متمرکز نمی‌شوند.وبلاگ میخوانم اما هیچ انگیزه و حس و حالی برای کامنت گذاشتن ندارم(معذرت)
    مراسم افطاری و گپ زدن با دوستانی که تاریخ مصرفشان گذشته است(بنده اعتقادی به دوستان چندین و چندساله‌ و دوست مثله فرش میمونه که قدیمیش بهتره و غیره ندارم و معتقدم هر آدمی که توی یک مقطعی از زندگیت موثر بوده وحس خوبی به تو داده دلیل نمی‌شود که تا آخر عمر رابطه‌ات باهاش محکم حفظ بشه).اما خب مجبورم هر از گاهی به این دیدارها تن بدهم!
    تنها لحظاتی از این روزهای.......که خوشحالم:
    چت های چند ساعته‌ام در فاصله‌ی بین ساعت12تا3نیمه شب با "م" و "ص"
    با اولی کلی بحث فلسفی و اجتماعی و روانشناسی می‌کنیم و لابلایش هم البته کمی غیبت را چاشنی‌اش می‌کنیم که در این روزهای پربرکت بی‌نصیب نمانیم!!!!و در آخر بدون گرفتن هیچ نتیجه‌ی معقولی با یک آه کشیدن و بعد هم چند استیکر ماچ و قلب و ...از هم خداحافظی میکنیم.
    با دومی هم مشابه همان بحث‌های بالا را داریم و هر از چندگاهی هم چند تعریف او از من و گفتن جمله‌ی "چقد خوبه هستی‌"اش که کمی احساس مفید بودن بهم می‌دهد
    آشپزی‌های خیلی به ندرتم ،که البته تا بحال هیچ‌کدام از اعضای خانواده رضایتی از آن نداشته‌اند و خان داداش(اگر جلوی خودش با این لفظ صدایش بزنم قطعا اشک در چشمانش حلقه می‌زند;)) هم راه و بی‌راه تیکه نصیبم می‌کند.
    و تمام کردن کتاب‌های بی‌نوایی که نصفه نیمه خوانده شده‌بودند.
    خیلی دوست داشتم تابستان را در تهران می‌گذراندم اما حیف که امکانش وجود ندارد.......
    بله متاسفانه همه‌ی آن روزهای رنگی و روشنی که در انتظارش بودم همین بود.......
    تازگی به واقعیتی پی بردم که من اهل خوابیدن تا لنگ ظهر و خوشی‌های بی‌هدف نیستم.من لابلای همان روزهای شلوغ و کوفتی بیشتر حال می‌کردم.خب مرض که شاخ و دم ندارد.این هم یک جورش است دیگر...........!!!
  • ۰ | ۰
  • نظرات [ ۶ ]
    • یک پری
    • دوشنبه ۲۲ تیر ۹۴

    خسته نوشت

    سلاااااااااااااام

    خب بهتره بنویسم.چون هیچ چیزی به غیر از این توی این وضعیت حالم رو بهتر نمی‌کنه.آقا اومدم بگم ناراضیم
    از وضعیت الانمون ناراضیم.از شکل رابطه‌هامون.از سراغ پرسی‌هامون.از دمدستی شدنمون.شاید باورتون نشه اما چند روز پیش که دوباره اکانت فیسبوکم رو اکتیو کردم دیدم حتی دلم برای فیسبوک هم تنگ شده بود.دیدم حتی اون موقع هم وضعمون بهتر بود.بیشتر بهمون خوش می‌گذشت.
    خب اون موقع هم مشکلاتی  داشتیم اما دیگه در این حد نبود.
    از وایبر و تلگرام و اینستاگرام و ......دارم خسته و دل زده می‌شم.از این آدمایی که با هم گروه تشکیل میدن و هیچکدوم هم همدیگه رو نمی‌شناسن.
    قدیما ما اعضای فامیل گرامی رو شاید ماهی یک بار می‌دیدیم و می‌نشستیم به صحبت و .........اما الان این‌قدر با هم در ارتباطیم که دیگه از بس چیز درست و حسابی  برای به اشتراک گذاشتن پیدا نمی‌کتیم شروع می‌کنیم به گیر دادن به همدیگه!!!
    نمی‌تونم از فایده‌هاش هم چشم بپوشم اما واقعا دیگه از این نوع ارتباط زده شدم.از این حد سطحی شدن،که هر کسی به خودش اجازه میده در مورد هر پدیده یا مطلب علمی اظهار نظر کنه.هممون داریم به سمت سطحی فکر کردن و نظر دادن پیش می‌ریم اما سرمون رو کردیم توی برف و وضعیت خودمون رو درک نمی‌کنیم..........
    ولی واقعا نمی‌دونم با این حجم گلایه چی‌کار کنم.اینایی که این‌جا نوشتم شاید 40درصدش بود!:(((
    دلم می‌خواست میتونسم یه راه حل حداقل برای خودم پیدا کنم،اما دریغ از یه ایده.....
    +این عکس تقدیم شما،که بعد از این بحث بی‌فایده روحتون تازه بشه:)))

  • ۲ | ۰
  • نظرات [ ۳ ]
    • یک پری
    • سه شنبه ۹ تیر ۹۴

    شادی،رضایت یا موفقیت؟

    کاش بجای " موفق باشی" گفتن هایمان در آخر مکالمات روزمره میگفتیم: خوشحال باش،خوب باش،لذت ببر،خودت باش.برایم مهم نیست که موفق باشی یا نه.مهم این است که خوب باشی.حالت خوب باشد.از خودت راضی باشی.........
    حالم از این مکالمات بی سر و ته که آخرشان به موفق باشی می رسد بهم میخورد.................
  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۳ ]
    • یک پری
    • چهارشنبه ۳ تیر ۹۴
    gahneveshtha@yahoo.com
    دوستان وبلاگ نویس اگه رمز خواستید در خدمتم.