۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

رشد

دیروز ح زنگ زد و بعد از مدت ها نیم ساعت با هم تلفنی صحبت کردیم. ازم در مورد موضوعی مشورت گرفت، از ادمیشن هاش و فرایند فرسایشی که طی کرده و ... تعریف کرد. با هم خندیدیم، حرف های گاها جدی و تلخ زدیم و شاید بیشتر از همیشه سعی کردم از احساس واقعیم بهش بگم، بگم که چقدر برام آدم مهم و دوست داشتنی هست. بهش گفتم که منو در جریان اوضاع زندگیش قرار بده و شنیدن موفقیت هاش خوشحالم می کنه.

حرف زدن چقدر خوبه، معجزه ی حرف میتونه آدم ها رو زنده کنه. با سکوت چند ماهه ای که بینمون بود، حس می کردم برای ح دیگه اون آدم سابق نیستم. اما دیروز که با هم حرف زدیم، قهقهه زدیم، از امید و آرزوها و نگرانی هامون گفتیم، فهمیدم که ما شاید دیگه اون آدم های سابق نباشیم، درسته که رشد کردیم، اما احساسمون به هم تغییر نکرده و هنوز جزو آدم های ارزشمند زندگی همدیگه هستیم.

با هم حرف بزنید:)

  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • یک پری
    • پنجشنبه ۲۶ بهمن ۹۶

    سخن بزرگان (2)

    بهش گفتم دلم میخواد برم چتری‌هامو کوتاه کنم، اما مادربزرگ درونم اجازه نمیده.

    گفت برو بزن، هر چی سنت میره بالاتر مادربزرگِ پیرتر و خرفت تر میشه ها :)

  • ۳ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • یک پری
    • يكشنبه ۲۲ بهمن ۹۶

    آدم ها (2)

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • یک پری
    • يكشنبه ۱۵ بهمن ۹۶

    از سری سر و ته ندارها (3)

    1. سرمو به شیشه‌ی در مترو چسبوندم، هنذفری توی گوشم هست و صدای آهنگ بلنده. خانم کناریم بهم میزنه، سرمو که برمی‌گردونم، یه دست که از اون عقب دراز شده و یه کیسه شکلات جلوم می‌بینم، امروز پنج‌شنبه است، سریع دوزاریم میفته که برای چیه. میگم ممنون و دوباره سرمو به شیشه‌ی خنک می‌چسبونم. به این فکر می‌کنم که تا یک سال پیش کنار قبر الف روی زمین میشستم و براش قرآن میخوندم. الان حتی دستم نمیره که اون شکلات رو هم بردارم...

    قطار توی تونل میره جلو و همه جا سیاهه...

    2. وقتی میان جلو و میخوان تو برداشتن بارهای چند کیلویی کمکم کنند؛ همراه باشند، به این فکر می‌کنم که من بارهای چند صد کیلویی رو خودم به تنهایی به دوش کشیدم، بی اختیار بهشون لبخند میزنم و رد میشم، آره...


    Vibrate 
    Life on the line
    My racing heart
    Your vacant mind

  • ۲ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • یک پری
    • پنجشنبه ۱۲ بهمن ۹۶

    چرا با ناز و با افسون و لبخندی

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • یک پری
    • جمعه ۶ بهمن ۹۶
    gahneveshtha@yahoo.com
    دوستان وبلاگ نویس اگه رمز خواستید در خدمتم.